Preconceptions و نیاز به تمرین

بدون آواتار

این یکی از چیزهایی که همیشه به من bugged در مورد عکاسی در سفر "است که برای برخی از عقل به عنوان به زودی به عنوان دو واژه با هم اشاره کردید، به نظر می رسد فکر می کنم بیشتر از آسیا و یا یک ساحل خورشید بوسید در باربادوس است. این یک کلیشه عظیم که در خطر generalising، همه گناهکار است، عکاسان گنجانده شده است. من وسوسه می گویند که این احتمالا طبیعت انسان را امتحان کنید و مناسب را به دسته های خوب و راحت است اما با وجود این و برای هر تعداد از دلایل، آن را همواره باعث مشکلات به عنوان بسیاری از آن را حل.

من به عنوان کسی که تمایل به حک کردن یک حرفه ای عکاسی را در آسیا در سراسر بسیاری از معایب آمده است. مجلات تمایل به فرار در اشاره ای به اروپا، چون خیلی نزدیک به خانه است و نه عجیب و غریب به اندازه کافی، و در عین حال من می خواهم پاسخ "چگونه بسیاری از استرالیایی ها می دانند و درک فرهنگ که دورتر از chippy های محلی است؟" حتی عکاسان دیگر سوال "چگونه میتوان از ترویج صلح و درک جهان هنگامی که شما رفته اند به دنبال یک قبیله از دست رفته در آمازون و در مورد قطع درختان جنگلی اعتراض؟"، و در عین حال، مشکلات در آستان خود ما وجود دارد که نه تنها برابر از هر گونه، آنها هم به همان اندازه نادیده گرفته میشوند.

خوب، به طوری که در خود من به شخصی کمی بیهوده گویی در مورد جهان و البته آن را در حال رفتن نه به تغییر هر چیزی برای من داشتن آن تایپ، اما در همان زمان، من را فکر می کنم ما باید تا به بررسی دقیق تر در راه ما می بینیم چیزهایی است. حالا من قصد ندارم برای گفتن هر کس باید راه کاری که می کنم، فکر می کنم در مقابل من قصد دارم نشان می دهد شما باید انجام دهید دقیقا چه می خواهید. اگر رفتن به هر جا آن چیزی است که می خواهید انجام دهید و سپس من فکر می کنم شما باید آن را انجام دهد. گفت: فراموش نکنید که آنچه در آستان کنید.

بسیاری از عکاسان از شروع، تمایل به دریافت عنوان نسنجیده preconceptions به عنوان نویسندگان مجله و عموم مردم است. سفر عکاسی که من می گویم، نفرت حیوان خانگی شخصی من، اما چیزی که همین امر برای عکاسی حیات وحش (شما نمی توانید یک عکاس حیات وحش اگر شما به آفریقا بروید!) عکاسی از مناظر (شما می تواند یک عکاس چشم انداز اگر شما یک شات، اسکله Derwent!) و یا هر سبک دیگری شما می توانید از فکر می کنم ندارم. هر کدام از کلیشه های عظیم خود را که همه آنها. کلیشه. حرفای کلیشه ای که باید شما را از یادگیری مهارت خود و یا در حال توسعه به سبک شما می خواهید برای توسعه را متوقف نمی شود.

چند چیز از سفر صحبت می کنند تا به عنوان وسیله ای که ما در سفر. ایستگاه قطار در منچستر به ایستگاه قطار هر جای دیگر در جهان که آن را به واقع در نظر گرفتن عکس می آید. برای من، منچستر محلی، به کسی که از خارج از بریتانیا، این یک مقصد سفر است.

هنگامی که آن را به نقاط دیدنی، اولدترافورد و سر مت می گویند می آید به همان اندازه در مورد منچستر به عنوان برج پتروناس کوالالامپور می گویند.

در حال حاضر آن را تایید کرد و گفت که محلی شما می تواند عکاسی سفر "در نظر گرفته شود، اما چه می شود اگر شما هنوز هم که تمایل به رفتن به دور کردن کشور و گرفتن عکس از مسجد؟ شما به راحتی می تواند پاپ را به کلیسا محلی شما و عمل وجود دارد. در راه همان است که یک ایستگاه قطار است که بسیار شبیه هر که آن را به گرفتن عکس می آید، بنابراین بیش از حد یک محل عبادت بسیار شبیه به هر زبان دیگری است. واضح از تفاوت های فرهنگی و مذهبی استقامت در عدل، مهارت های شما نیاز به یکسان هستند و قادر به پرواز کردن ده بار در سال در نظر گرفتن عکس های شما واقعا می خواهید، باید به شما به تمرین و یادگیری جلوگیری نمی کند.

پاریس! من عاشق پاریس! این شهر از عشق! عاشقانه! شور! خوب، ما ممکن است برای آن مشهور است، اما ما عشق را در منچستر بیش از حد. اگر ما نمی خواهم مدتها پیش فوت کرده اند ...

موریهه اوشیبا یک بار نوشت که "ساختمان لازم نیست، پول، قدرت، و یا وضعیت هنر صلح به عمل. بهشت در جایی که شما ایستاده است، و است که به منظور آموزش است. " چیزی که مشابه می تواند برای عکاسی گفت: .. مسافرت، منظره، فرهنگ و سنت، همه حق است که در آن شما ایستاده اند، و است که به منظور آموزش است.

Digg This
Reddit This
Stumble Now!
Buzz This
Vote on DZone
Share on Facebook
Bookmark this on Delicious
Kick It on DotNetKicks.com
Shout it
Share on LinkedIn
Bookmark this on Technorati
Post on Twitter
Google Buzz (aka. Google Reader)

آخرین مطالب

پاسخ

شما باید برای ارسال نظر، وارد سیستم شوید .